تبلیغات
خَنجخُلوک(khanjkholouk-قلقلک) - عنوانش چی باشه خوبه؟
 
خَنجخُلوک(khanjkholouk-قلقلک)
مشو در پیچ و تاب رنج و غم گم به هر حالت تبسم كن، تبسم!
 
 
یکشنبه 16 مهر 1391 :: نویسنده : مهرا
سلام

بفرمایید ادامه مطلب...








سلام

خیلی وقتِن که اُم ننوشتن سی خاطر همی یکمی سختِن سیم ک الان بینیسُم
(خیلی وقته که ننوشتم بخاطر همین یکمی برام سخته ک الان(دوباره)بنویسم)

اما سعی میکنُم بازم بینیسُم


از کجا بگم سیتون(براتون) ..

از چنروز قبل میگم

یه شُو  تصمیمی اُم گِرِت(گرفتم)...یه تصمیمه بکر


چه؟؟؟(چی)

ایکه دیگه بیشتر با خط واحد کارام انجام هایَم(بدم) و پیل سی تاکسی نِیَم(پول به تاکسی ندم)

کارُم بی و مجبور بِیُم بِشُم او سرِ شهر(کارداشتم و مجبور بودم برم اون سرِ شهر)


ساعت نه یا بیشتر بی که رفتُم ایستگاه


یکمی ک چزدُم اتوبوس هم اِمِت..ایول(یکمی که نشستم اتوبوس هم اومد)


داخُل اتوبوس رادیو بوشهر روشن بی ..آهنگ بندری..


یه خانومی بِرُم چِزدِی ..اِش پُرس کِرد..(یه خانومی پیشم نشسته بود ازم پرسید)
:ببخشین خانوم با همین اتوبوس باید برم ...؟؟

تو دل خُوم اُم گُوت:اِی خُیا یعنی همیشه باید چیزی پُرسُم هاکُنَن که بلد نیسُم


(تو دل خودم گفتم :ای خداااااااااا یعنی همیشه باید چیزی ازم بپرسن که بلد نیستم)

یه لبخندی اُم زَت و اُم گُوت(یه لبخند زدم و گفتم)


:نمیدونم والا من زیاد اونجاها رو بلد نیستم...


خب بخیر گذشت!

اتوبوس نرسیده به خیابونی که میخاستم، باید میرفت تو فرعی و اگه میخاستم با اون

 برسم یه یه ربعی طول میکشید پس ترجیح دادم یکی دوتا ایستگاه زودتر پیاده بشم و
بقیه مسیرو پیاده برم


رفتُم تو پیاده رو ..


با تمام *پستی و بلندی هایه پیاده رو !
باهاش کنار اندُم و راهُم ادامَم دا!
(باهاش کنار اومدم و راهمو ادامه دادم)

اما برخوردم به تعویض روغنی !که تمام کاراش رو هم تو پیاده رو انجام میداد!!


پس رفتُم حاشیه خیابون..همش ماشین پارک بی..بِر خُوم اُم گُوت(پیش خودم گفتم)


 :ای کاش بقیشم با اتوبوس رفتُویُوم(رفته بودم)


دوباره رفتم تو پیاده رو!...**بِرَس مِرِسِ ایکه بُفتم تو یه کُلی اُم خُوم واگِرِت

بهههله اینم پیاده رو


همچنان باید رفت.....


اوووووووه دوباره !!تعمیرگاه ..اَه


دوباره مثه قبل رفتم خیابونو باز واگَشتُم(برگشتم) پیاده رو


همیچنان هِی میرفتُم ..

یهو..:یچی مث جت بِرُم رد وایی که ***دِلُم هف بار رفت

واگشتم اُم سِیل کِرد تا موتور بی(برگشتم نگاه کردم تا موتور بوده)


هععععععععی ...


ادامه دارد...
____________________

*=منظورم اینه که سنگ فرشه پیاده رو یکنواخت نیست

**=beras meras:dیعنی اینکه نزدیک به چیزی که مدنظره
احتمالا توضیحم واضح نیست ،شما اگه تونستید توضیح واضح تری بدید ممنون میشم..

جمله ی بالا:beras merese eeke boftom to ye koli om khom vageret:
معنی=درحالیکه نزدیک بود تو یه چاله بیفتم خودمو کنترل کردم

دلم هفت بار رفت:منظورم این بود که خیلی ترسیدم
دلم رفت=ترسیدم


 فعل:
chezdom=نشستم
------------
om zat=zadam
et zat=zadi
esh zat=zad
omou zat=zadim
etou zat=zadid
eshou zat=zadand





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


یه چی میتم بگم بغضم نوهرت
مو مردم خهک پاک دشتی جامن
(ازآقای شیخیانی)


سلام...
خوش اومدید...
اینجا مینویسم از خاطره از دلتنگی از هر چیزی که قلمم بنویسه...
(مطالبی رو که خوشم بیاد copy-pasteمی کنم شاید بقیه هم خوششون بیاد)

سعی دارم بیشتر حرفامو به زبون خودم یعنی دشتیاتی بنویسم...

***مهرناز***

مدیر وبلاگ : مهرا
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :