تبلیغات
خَنجخُلوک(khanjkholouk-قلقلک) - مطالب آبان 1391
 
خَنجخُلوک(khanjkholouk-قلقلک)
مشو در پیچ و تاب رنج و غم گم به هر حالت تبسم كن، تبسم!
 
 
سه شنبه 16 آبان 1391 :: نویسنده : مهرا

از اینجا می روم روزی تو می مانی و فصلی زرد

بگو با این خزان آرزوهایم چه خواهی کرد؟

 

از این جا میروم شاید همین امروز یا فردا

تو خواهی ماند تنها در حصار خشت هایی سرد

 

از این جا می روم این جا کسی آیینه باور نیست

که دارد آسمانش سنگ می بارد، زمینش گرد

 

دریغا دیر، خیلی دیر فهمیدم

که من چندی ست هستم از مدار اعتنایت طرد

 

در آن آغاز بعد از من، در این پایان بعد از تو

که خواهی دید خیلی فرق دارد مرد با نامرد!

 

تو را در خواب هایم بعد از این دیگر نخواهم دید

تو را با آب ها، آیینه ها معنا نخواهم کرد

(محمد سلمانی)






نوع مطلب :
برچسب ها : غزل، محمد سلمانی، در این پایان بعد از تو،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 آبان 1391 :: نویسنده : مهرا
 سلام

ادامه مطلب


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : خاطرات، سریال دونگ یی، دشتی، گویشی،
لینک های مرتبط :


شنبه 6 آبان 1391 :: نویسنده : مهرا
 
سلام

امیدوارم که خوب باشید و سلامت و شاد

امروز میخام یه داستان فارسی رو که کپی کردم بازگردانی کنم و گویشیشو بنویسم

این کارو بار اول تو وب
مردمان مسیله دیدم و برام جالب بود.با اجازه صاحب سبک گفتم منم

این طرز نوشتنو تو وبم ادامه بدم.

البته نمیدونم تا چه حد تونستم موفق بوده باشم تو این بازگردانی...


متن در ادامه مطلب...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : گویشی؛خاطرات؛دشتی؛داستان،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 آبان 1391 :: نویسنده : مهرا


تو حالت خُو (khow خاب) و بُیاری (بیداری) بُیُم که گوشیم زنگ زِه(ze  خورد)

جوابُم نِدا (جواب ندادم)

فکرُم کِرد شاید هِی پیشواز گوش وایگِرَن(میگیرن  vaygeran)

از اول تا آخر رفت باز دوباره زنگ میزد

هیچی دیگه مجبوری جواب دادم ..خابم پرید دیگه

دوسُم بی،اِش مِزبی بیت بِرُم (دوستم بود میخاست بیاد پیشم)

بعد از نیم ساعت اِمِت

سلام و احوالپرسیی ...

مهرناز کی واگَشتِسی؟؟ چطو اِت نگُوتِن سیم ...

....-دیگ ویندسم ..( دیروز برگشتم)

دوست:تو خونه حوصلم سر رفتِی ..اُم گوت زنگ بزنم اِی خونه هسی بِیُم بِرِِت(beret)
(تو خونه حوصلم سر رفته بود گفتم زنگ بزنم اگه خونه ای بیام پیشت)


  من: صرفا به خاطر حوصلت؟؟؟

-----------

esh mezbi bit berom:میخاست بیاد پیشم

emet:اومد

vagashtesi:برگشتی

چطو:چرا

et negoten:نگفتی

dig:دیروز

viyandesom: برگشتم

سیم :برای من/  سیت :برای تو/  سیش :برای او
سیموsimou:برای ما  /  سیتوsitou:برای شما     /سیشوsishou:برای آنها

اینا یجوری مخفف شدن مثلا (سیم)   همون(سی مو)بوده که (مو)هم یعنی( من)
در اصل ضمیر متصل دارن  که به این صورت تشکیل شدن...

ضمیرها به طور جداگانه:
om اول شخص مفرد
et دوم شخص مفرد
esh سوم شخص مفرد

emou اول شخص جمع
etou دوم شخص جمع
eshou سوم شخص جمع




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 آبان 1391 :: نویسنده : مهرا
  سلام

میخام اسم وبو تغییر بدم
یچیزی که تا آخر همین بمونه!

فکر خودم که به جایی نرسید
شما پیشنهاد بدید لطفا

ترجیحا اسم محلی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 آبان 1391 :: نویسنده : مهرا
  

 مادر:دِی(dey)

پدر: بُوا
bouwa          
  
 
w  صدای <و> در زبان عربی میدهد(من فونتیکم خوب نیست ،اینجوری گفتم دیگه)

خاهر:دایا

برادر:کاکا

عمو:عامو

دایی:خالو khalou

عمه:آتی ati

خاله:خالَت khalat




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


یه چی میتم بگم بغضم نوهرت
مو مردم خهک پاک دشتی جامن
(ازآقای شیخیانی)


سلام...
خوش اومدید...
اینجا مینویسم از خاطره از دلتنگی از هر چیزی که قلمم بنویسه...
(مطالبی رو که خوشم بیاد copy-pasteمی کنم شاید بقیه هم خوششون بیاد)

سعی دارم بیشتر حرفامو به زبون خودم یعنی دشتیاتی بنویسم...

***مهرناز***

مدیر وبلاگ : مهرا
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :