تبلیغات
خَنجخُلوک(khanjkholouk-قلقلک) - مطالب ابر محمد سلمانی
 
خَنجخُلوک(khanjkholouk-قلقلک)
مشو در پیچ و تاب رنج و غم گم به هر حالت تبسم كن، تبسم!
 
 
سه شنبه 16 آبان 1391 :: نویسنده : مهرا

از اینجا می روم روزی تو می مانی و فصلی زرد

بگو با این خزان آرزوهایم چه خواهی کرد؟

 

از این جا میروم شاید همین امروز یا فردا

تو خواهی ماند تنها در حصار خشت هایی سرد

 

از این جا می روم این جا کسی آیینه باور نیست

که دارد آسمانش سنگ می بارد، زمینش گرد

 

دریغا دیر، خیلی دیر فهمیدم

که من چندی ست هستم از مدار اعتنایت طرد

 

در آن آغاز بعد از من، در این پایان بعد از تو

که خواهی دید خیلی فرق دارد مرد با نامرد!

 

تو را در خواب هایم بعد از این دیگر نخواهم دید

تو را با آب ها، آیینه ها معنا نخواهم کرد

(محمد سلمانی)






نوع مطلب :
برچسب ها : غزل، محمد سلمانی، در این پایان بعد از تو،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


یه چی میتم بگم بغضم نوهرت
مو مردم خهک پاک دشتی جامن
(ازآقای شیخیانی)


سلام...
خوش اومدید...
اینجا مینویسم از خاطره از دلتنگی از هر چیزی که قلمم بنویسه...
(مطالبی رو که خوشم بیاد copy-pasteمی کنم شاید بقیه هم خوششون بیاد)

سعی دارم بیشتر حرفامو به زبون خودم یعنی دشتیاتی بنویسم...

***مهرناز***

مدیر وبلاگ : مهرا
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :